۱۰ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

۱۶

هر دختری حق دارد حداقل یک بار در زندگی‌اش یک "تو با بقیه فرق داری" از زبان کسی بشنود؛ هر چند با بقیه فرق نداشته باشد. 

  • مدوس ‌‌
  • سه شنبه ۳۰ خرداد ۹۶

۱۵

صُب می‌شه یه شب

یا که دیگه سوسوی نور تو تاریکیا دلمونو نمی‌بره

  • مدوس ‌‌
  • سه شنبه ۳۰ خرداد ۹۶

۱۴

از امشب تا ته قصه والس، از امشب تا ابد، شَل وی دنس؟
  • مدوس ‌‌
  • يكشنبه ۲۸ خرداد ۹۶

ژو سِ پَ

چرا همیشه دیر رسیدم؟ چرا همیشه ساعت‌های اشتباهی اومدم؟ چرا همیشه شدم «دختر خوبِ روزهای بد»؟ 

  • مدوس ‌‌
  • پنجشنبه ۲۵ خرداد ۹۶

کاش یکی بود عکسی از ما می‌گرفت

عکس منو گذاشته پروفایلش، می‌گه من خود توام‌. وقتی می‌گم زندگی هنوز فلان، منظورم اینه. 


هر چی فکر می‌کنم می‌بینم هیچی نمی‌تونه اندازه این توضیح بده منو. دقیقا باید تو اوج قطع شه و دقیقا باید هول کنم و باید دقیقا با صدای ویکتور بگم "دو فورگیوْ می" رو. 





تولدمه.

  • مدوس ‌‌
  • دوشنبه ۲۲ خرداد ۹۶

?Et si je rêve encore de toi

هان؟
  • مدوس ‌‌
  • چهارشنبه ۱۷ خرداد ۹۶

هفتاد و یک

این که یکی زندگیِ شما رو زندگی کنه خیلی حس داغونیه. داغون‌تر اونه که عاشقش باشین و نتونین اون جوری که باید و شاید بهش حسادت کنین. نفهمین دوست دارین به جاش زندگی کنین، یا باهاش.
  • مدوس ‌‌
  • جمعه ۱۲ خرداد ۹۶

تو ساعتی ننشستی

قرار گذاشته بودیم روزی نیم ساعت باهم فلسفه بخونیم. گفته بود ما که تنبل‌تر از اونیم که تنهایی حرکتی بزنیم. الان یک ماه گذشته و حتا یک صفحه هم پیش نرفتیم. بهش گفتم شبیه شخصیت‌های در انتظار گودو شدیم. گفت از استراگون بدم میاد. گفتم اون اتفاقا تویی. هی می‌خوای بری و نمی‌ری. نمی‌تونی. خندید و باز سرش رو کرد توی گوشی نکبتی‌ش. گفتم بریم بالا؟ گفت بریم. نیم ساعت دیگه نشستیم.
  • مدوس ‌‌
  • چهارشنبه ۱۰ خرداد ۹۶

شوق بی‌هدر را

من حتی با بیرون کشیدن کتاب‌های فلسفه‌ی مامانم و تاریخِ بابام از انباری و پاک کردن گرد و خاک‌ها‌شون ذوق می‌کنم، خودت تصور کن وقتی تو رو می‌بینم چه حالی می‌شم.  

  • مدوس ‌‌
  • دوشنبه ۸ خرداد ۹۶

مرکز کیه پس؟

ساعت شش عصر سوار متروی تجریش می‌شوم و له می‌شوم طبق معمول. مردم بین غرهایشان چیزهایی می‌گویند درباره اینکه این‌همه آدم از کجا آمده‌اند و چه می‌خواهند از جان مسیر هر روزه‌ی آنها ولی سوال اصلی این است که خود فرد آنجا چه می‌کند و چه می‌خواهد از مسیر هر روزه‌ی هزار آدم دیگر. مثل وقتی می‌گوید "هر کی رو می‌بینی لباس‌های ال‌سی تنشه، خزش کردن رفت" ، اضافه نمی‌کند که خودش هم یکی از همان‌هاست. مغزم را می‌خورد این که چرا هرکس بقیه را اضافه می‌بیند و خودش را مرکز جهان.
  • مدوس ‌‌
  • دوشنبه ۱ خرداد ۹۶