اون لحظه که یه سریال جدید تو هارد داری و پنج سیزنش اومده و تو یه دونه‌شم ندیدی و در حال حاضر خیلی بیکاری ولی می‌دونی چند روز دیگه کار و دانشگاه و باشگاه و کلاس آوار می‌شه رو سرت، و اینم می‌دونی که جنبه سریال نداری و می‌شی یه فریک که سرش همش تو گوشیشه شب و روز، ولی بازم بی‌خیال اون توصیه‌های راجع به کبدت می‌شی و چیزبرگر سفارش می‌دی، رو تختِ سرد می‌شینی و اپیزودِ یکِ سیزن یک رو پلی می‌کنی. 
اون لحظه.